تبليغاتX
My GaLaXy

My GaLaXy

این یادداشت یکی از خوانندگان گمنام «موج سبز آزادی» است که در آن تجربه شخصی خود را از روز تحلیف یک کودتاچی به رشته تحریر درآورده است:
روز تحلیف رئیس کودتاست. امروز نوبت به میدان بهارستان رسیده تا میزبان خون و بغض و فریاد باشد.
چون همیشه زنان بیش از مردان حضور یافته‌اند. این حضور پرشور زنان و دختران از طرف استقبال کنندگانشان بی‌جواب نمانده. امروز خواهران پلیس نیز حضور یافته‌اند تا در پذیرایی گرم از هم وطنانشان اجری برده باشند. پله‌های ایستگاه مترو را یکی یکی بالا می‌آیم، بغض مسافران تبدیل به فریاد شده، یا حسین، میرحسین.

پایان راه پله‌ها به تونل انسانی نیروهای امنیتی اتصال یافته، لبخند تلخ بر لبانمان می‌نشیند، یاد دوران کودکی و تونل وحشت می‌افتم.ناگاه فریاد جایش را به سکوت می‌دهد. اما امید در پس تلخ‌خند حاضران دیده می‌شود.

وقتی که نگاه ناخواسته عابران به چشم بسیجی‌ها، زدن ماسک بر صورت، تنها بودن یک جوان و … هر یک دلیلی باشد برای دستگیر شدن، ترس به سراغ‌مان می‌آید.

برای آنکه به خود روحیه دهم به سمت یکی از بسیجی‌ها می‌روم و می‌گویم، چه خبر شده؟ می‌توان به سمت بهارستان رفت؟

می‌گوید خبری نیست!، می‌شود رفت.
می‌روم، جمعیت نیز …

نگاه می‌کنم، تعدادشان از تعداد عابران بیشتر است .. هر از گاهی دستی از پشت، دست یک رهگذر را می‌گیرد و می‌برد… بهت حاصل این استقبال ناخواسته است. گاهی زنان مانع بردن جوانان می‌شوند.

انگار همه مادران، مادران صلح شده‌اند.
یک دختر محجبه را کشان کشان، در حالی که بر سر و صورتش می‌زنند، با خود می‌برند.
تا به حال اینچنین نسبت به یک محجبه احساس ترحم نداشته‌ام. به یاد حرف دوستی می‌افتم که چند روز پیش با دیدن اعترافات ابطحی در وبلاگش نوشته بود: امروز برای اولین بار توانستم یک آخوند را دوست داشته باشم.

یکی از آن خواهران پلیس یک جوان را با خود می‌برد، مردم معترض می‌شوند. شرافت و انسانیتش را به حراج می‌گذارد و می‌گوید: منافق گرفته‌ام…

دیگر کسی شعار نمی‌دهد، مردم به یکدیگر لبخند تحویل می‌دهند، گویی لبخند، رمز نشان دادن “معترض بودن” شده. چرا که تنها بر چهره آنانی می‌نشیند که شجاعتشان را با حضور در قربانگاه جانیان نشان می‌دهند.

+نوشته شده در 5 Aug 2009ساعت11 PMتوسط یسنا | |

آنچه «موج سبزآزادی» از این پس بر آن نام « موج آفرینی سبز» می‌گذارد، پیشنهاد‌های عملی است که تنها با کمک و یاری و پشتیبانی مردم غیور ایران امکان‌پذیر و عملی خواهد بود. این طرح‌ها صرفا در جهت زنده نگاه داشتن طنین صدای اعتراض ملت ایران در برابر دولت متقلب کنونی است.

موج آفرینی‌هایی که امروز مطرح کرده‌ایم، همگی بر اساس پیشنهاداتی که در فضای مجازی مطرح شده و مورد یک اجماع نسبی قرار گرفته، اعلام می‌شود. شاید پس از این موج‌آفرینی‌ها را از بر اساس بحث‌هایی که شما در سایت صورت می‌دهید و رای‌گیری پس از آن، اعلام کنیم؛ یا شاید بر اساس طرح‌های اعتراضی که از سوی رهبران اصلاحات مطرح می‌شود، موج‌آفرینی تعریف کنیم. اما آنچه مسلم است، این است که ما سبزها از امروز دیگر ساکت نمی‌نشینیم.
از امروز که روز تنفیذ است، تا روزی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور تحمیلی این کشور باشد، دولت نامشروع او با این «موج آفرینی‌های سبز» مواجه خواهد بود.
سبزهای عزیز ایران!
از همین امروز که حکم دولت کودتا مهر تایید می‌خورد، تازه موج‌آفرینی‌های سبز ما هم آغاز خواهد شد. پس گمان نبرید که این سه روز، پایان حکایت خرداد پرحادثه ۸۸ است. خیر! ما با موج آفرینی‌هایمان در روزهای آینده و چه بسا سال‌های پیش رو، قدرت را به کام این دولت زهر خواهیم کرد؛ و آغازش هم از همین امروز خواهد بود. پس پیش به سوی دریای پرموج و خروشان اعتراض! امید که ساحل آرامش و صلح نزدیک باشد.

موج آفرینی یکم، راهپیمایی عظیم و صلح‌آمیز ولیعصر تا میدان ونک، دوشنبه ۱۲ مرداد: این پیشنهاد از دو روز قبل به طور گسترده‌ای در فضای مجازی و واقعی، دهان به دهان و سایت به سایت و وبلاگ به وبلاگ، چرخیده است. مردم قرار است امروز دوشنبه از ساعت ۶ الی ۸ بعد ازظهر در محدوده میدان ولیعصر تا میدان ونک حضور پیدا کنند و طی یک راهپیمایی گسترده ، صدای فریاد و اعتراضشان را به گوش مدعوان مراسم تنفیذ برسانند.
از همه موج آفرینان سبز دعوت می‌کنیم این روزها و به خصوص امروز را در خانه ننشینند. راه‌پیمایی‌ عظیم امروز نه فقط در تهران که در سراسر ایران برگزار خواهد شد. مسیرهای که برای نقطه شروع و پایان راهپیمایی در شهرهای دیگر ایران تعیین شده، به شرح زیر است:

تهران: ونک شیراز : فلکه گاز ( بلوار ارم – فلکه نمازی )…. مشهد : پارک ملت ( بلوار سجاد – فلکه احمد آباد)… اصفهان : سی و سه پل ( چهارراه نظر – میدان فیض)… تبریز : چهارراه آبرسان (میدان دانشسرا -میدان قونقا )… گرگان : خیابان شالیکوبی ( بلوار ناهارخوران )… اهواز : چهارراه نادری ( زیتون کارمندی – فلکه سوم کیانپارس)… ارومیه : میدان مرکزی (آ خیابان خیام )… یزد : چهارراه دولت آباد ( میدان امیرچخماق)… بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب ( میدان ولیعصر)… رشت : سه راه حاجی آباد ( اول پارک شهر ، دوم میدان لاکانی)… بوشهر : میدان امام ( خیابان مطهری)… اراک : میدان باغ ملی ( دروازه تهران)… کرمانشاه : میدان جوانشیر ( چهارراه جوانشیر)… قم : میدان سعیدی ( میدان مطهری)… قزوین : میدان آزادی (میدان عارف قزوینی)… اردبیل : چهارراه امام (آمیدان آزادی)… همدان : میدان امام (میدان بوعلی)… ایلام : میدان امام (چهارراه جمهوری)… کرمان : میدان آزادی (میدان باغ ملی)… خرم آباد : میدانآزادی ( پارک شریعتی)… سنندج : میدان اقبال ( پارک استقلال)… بیرجند : میدان دوم رحیم آباد ( میدان اول)… بجنورد : روبروی مجتمع ارم (چهارراه مخابرات)… ساری : سه راه قارن ( فلکه ساعت)… سمنان : میدان معلم (میدان مطهری)… یاسوج : میدان هفت تیر ( پارک چمران)… زاهدان : پاساژ قائم ( میدان آزادی)… زنجان : سبزه میدان (حسینیه اعظم)… شهرکرد : میدان فردوسی ( چهارراه بازار)….
موج آفرینی دوم، تجمع میلیونی و آرام در بهارستان، چهارشنبه ۱۴ مرداد: پیشنهاد این تجمع هم در بیش از نیمی از ایده‌های رسیده به «موج سبز آزادی» موجود بود و هم از سوی وبلاگ‌ها و وبسایت‌های زیادی مورد تاکید قرار گرفته است. قرار بر این است که در روز تحلیف و معرفی کابینه کودتا، مردم در مقابل مجلس بهارستان تجمع کنند و نگذارند که به دور از صدای اعتراض آنان، این رئیس دولت کودتا، سوگند دروغ بخورد و خود را حافظ حقوق ملت معرفی کند. مردم قرار است در این تجمع که از ساعات آغازین صبح روز چهارشنبه انجام خواهد شد، از نمایندگان خودشان بخواهند با عدم حضور در مراسم تحلیف، به ملت بازگردند و مجلس تحلیف را از رسمیت بیندازند. مردم باید به نمایندگانشان بگویند که با حضور در جلسه تحلیف یک فرد متقلب، دیگر نماینده واقعی مردم نخواهند بود؛ بلکه در نگاه ملت، اعتبار و امتیازدهندگان به دولت کودتا به حساب خواهند آمد.
پیشنهاد می‌کنیم موج آفرینان از ایده‌هایی که خود و دیگران برای این تجمع پیشنهاد کرده‌اند، استفاده کنند. ما به طور خاص ایده‌هایی را پیشنهاد می‌کنیم که فضای تجمع روز بهارستان را از حالت خشونت‌بار و درگیری خارج و به یک اجتماع شاد مردمی تبدیل کنند. استفاده از عروسک، صورتک، بادکنک، بادبادک، رنگ‌پاشی، پلاکاردهایی در تمسخر و تحقیر کودتا و تاکید بر اراده ملت برای اینکه نگذارند دولت کودتا آنها را ناامید و منفعل کند، از جمله کارهای ممکن برای رسیدن به این منظور است. همچنین در صورت ممانعت احتمالی از حضور در اطراف بهارستان یا اشباع شدن فضای میدان، مسیرهای منتهی به میدان استقلال (خیابان جمهوری)، میدان شهدا (خیابان پیروزی)، میدان امام خمینی و بازار تهران، گزینه‌های پیرامونی جایگزین هستند.
موج آفرینی سوم، طرد و تحریم چهره‌های حاضر در مراسم تنفیذ: همانطور که می‌دانید، سیدمحمد خاتمی، سیدحسن خمینی، هاشمی رفسنجانی و برخی دیگر از بزرگان و ریش‌سفیدان نام‌آشنای نظام در مراسم ننگین تنفیذ حضور نخواهند یافت. کسانی که در این مراسم شرکت می‌کنند، میان کودتاچیان و مردم، جانب کودتاچیان را گرفته‌اند و باید برای همیشه از فهرست چهره‌های حامی منافع ملت و مردم حذف شوند. پیشنهاد می‌شود که مخاطبان با تهیه فهرستی از اسامی این افراد و انتشار آن در وبلاگ‌ها و وبسایت‌های خود، هویت واقعی آنان را به مردم بشناسانند و نامشان را برای همیشه به حافظه خود بسپارند.
موج آفرینی چهارم، الله اکبرهای روزانه و شبانه: شاید در طول این شب‌ها و روزهایی که بر ملت ایران گذشت، بلندترین، محکم‌ترین و گویاترین صدای اعتراض، صدای الله‌اکبرها بود. این الله‌اکبرها به قدری کارساز بوده است که خشم بازجویان را موجب شده است؛ چرا که گاهی در طول بازجویی صدای الله اکبرها از بالای دیوارهای اوین عبور کرده و در هنگام بازجویی‌ها به گوش زندانیان دربند رسیده و مایه دلگرمی و امید آنان شده است. این سه روز و سه شب، بلندترین الله‌اکبرها باید از حلقوم ملت حق‌طلب به گوش برسد. چه در ساعت تحلیف که در کوچه و خیابان‌های اطراف مجلس می‌شود این ندا را به گوش حضار این جلسه غیرقانونی و غیرشرعی رساند و چه راس ساعت ۱۰ این سه شب که باید بلندترین الله اکبرها را بر بام خانه‌ها طنین‌انداز کرد.
موج آفرینی پنجم، حضور در محل دادگاه روز پنجشنبه: در دادگاهی که شنبه این هفته برگزار شد، به واقع بهترین فرزندان ملت قربانی مطامع رهبران کودتا قرار گرفتند؛ دادگاهی یکسره غیر قانونی، ناعادلانه، غیر حقوقی و سیاسی که تنها جرم متهمان آن، حمایت از میرحسین موسوی بود. جلسه بعدی این بیدادگاه، ظاهرا قرار است صبح روز پنجشنبه برگزار شود. سبزها در این روز در یک موج آفرینی تازه، به محل دادگاه خواهند رفت و اعلام خواهند کرد که:

اگر حمایت از موسوی جرم است، ما را هم محاکمه کنید.

+نوشته شده در 4 Aug 2009ساعت1 PMتوسط یسنا | |

عکس کردان ساعتی پس از انتشار از سایت رهبر محو شد!‌

به گزارش «موج سبز آزادی»، امروز عکسی در سایت رهبر از عوضعلی‌ کردان، وزیر جاعل و متلقب کشور برای ساعاتی به نمایش در آمد. یکی از کاربران اینترنتی این عکس را بر روی سایت بالاترین فرستاد و در مقایسه‌ای میان وی و محمدرضا جلایی‌پور یکی از دانشجویان ممتاز آکسفورد  که ۴۸ روز است در بازداشت غیرقانونی به سر می‌برد، نوشت: «کسی که با دروغ و دغل و تقلب و نیرنگ نمایندگان مجلس را فریب داده نه تنها در زندان نیست بلکه از او به عنوان میهمان عالی‌رتبه پذیرایی می‌شود و دانش آموز رتبه اول کنکور و المپیاد و دانشجوی ممتاز و مومن دانشگاه آکسفورد در زندان انفردای است. هزار آفرین بر این «عدالت» ولایت. اصولگراها جمع کنید این بساط نیرنگ «اصولگرایی» را». این لینک در سایت بالاترین در عرض ۱۰ دقیقه و با ۷۱۹۷ کلیک، داغ شد. اما هنوز ساعتی نگذشته، سایت رهبر در کمال ناباوری این عکس را از میان عکس‌های مراسم تنفیذ پاک کرد و بدین‌سان این لینک را از کار انداخت و کاربران بعد از کلیک بر روی لینک با سایت رهبر مواجه شدند!.

+نوشته شده در 4 Aug 2009ساعت1 PMتوسط یسنا | |

دهها چهره‌‌ی شاخص اصلاح طلب از جمله سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامه‌ی سرگشاده‌ای به مراجع تقلید، با اشاره سرکوب‌های صورت گرفته بعد از کودتای انتخاباتی، از مراجع خواستند به عنوان ملجأ ملت، در این موضوع دخالت کنند و به حکومت تذکر دهند که از اتحاذ شیوه‌های قانون‌گریزانه دست بردارد.

به گزارش «موج سبز آزادی» متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک مراجع عظام تقلید (ادام الله ظلهم)
سلام علیکم
همان‌گونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیری‌ها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش موج اعتراضات مردمی نسبت به تخلفات گوناگون و گسترده‌ای که در قبل، حین و بعد از انتخابات صورت گرفت، افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد. بازداشت‌های انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاه‌ها، فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، که بدون صدور مجوزهای قانونی صورت گرفته و همراه با برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی که یادآور دوران سیاه ستمشاهی است و بسیاری از امضاکنندگان این نامه در آن زمان خود بارها قربانی آن بوده‌اند، به هیچ روی زیبنده‌ی نظام و کشوری که داعیه‌ی برپایی قسط و عدل دارد، نبوده و نخواهد بود و چهره‌ی جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد.
اسف‌بارتر اینکه دستگاه‌های امنیتی مصرانه در پی اثبات فرضیه‌های خیال‌پردازانه و سراپا اشتباه خود برای معرفی فعالان بعنوان عوامل وابسته به بیگانه و محرکان انقلاب مخملی هستند و از همین رو به شیوه‌های غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی اعتراف‌گیری توسل جسته‌اند. دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی و به ویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعتراف‌های نمایشی، سعی در اثبات این‌گونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد که تنها و تنها برای پاسداشت جمهوریت نظام شکل گرفت. این روزها خانواده‌های نگران و بی‌اطلاع از وضعیت عزیزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانونی با درهای بسته روبه‌رو می‌شوند. دستگاه‌های ابداع توطئه، اینک کار را به جایی رسانده‌اند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی می‌نمایانند و این در حالی است که بارها در بیانات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و مسئولان بلندپایه‌ی نظام این‌گونه فعالیت‌ها مورد تأیید و تشویق قرار گرفته است. به راستی اعمال شکنجه‌های مکرر در مورد کسانی که زیر لوای اسلام زندگی می‌کنند، با توسل به کدام اصل قانونی، شرعی و انسانی توجیه‌پذیر است؟ و چگونه می‌توان با سکوت در قبال این همه خشونت و سبعیت، داد از رحمانی بودن نظامی سر داد که شریعت محمدی را راهنمای خویش قرار داده است؟ این روزها دریافت اخبار نگران‌کننده درباره‌ی سلامت جسمی و روانی بسیاری از بازداشت‌شدگان، بر دامنه‌ی نگرانی‌ها افزوده است. اصل زیربنایی برائت و پرهیز از پیش‌داوری (لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن) به آسانی نادیده گرفته می‌شود و پایمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین عادی به رویه‌ی جاریه تبدیل شده و البته نتیجه‌ای جز توسعه‌ی بی‌اعتمادی و فاصله گرفتن مردم از حاکمیت در پی نخواهد داشت. این سرگردانی‌ها و نگرانی‌ها بر زندگی گروه بزرگی از شهروندان ایرانی سایه افکنده و به واسطه‌ی اتخاذ شیوه‌های غیرقانونی و خودسری عوامل امنیتی از یک سو و عرق ملی و وفاداری به انقلاب اسلامی و عدم تمایل نسبت به استمداد از مراجع بین‌المللی از سوی دیگر، شرایط بسیار دشواری را برای خانواده‌های زندانیان پدید آورده است.
تنها راه برون‌رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرایند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، کوتاه کردن دست عوامل غیرمسئول، آزادی تمامی بازداشت‌شدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است. از شما مراجع عظام تقلید بعنوان مرجع و ملجأ ملت شریف ایران می‌خواهیم که پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوه‌های قانون‌گریزانه را به دستگاه‌های ذیربط خاطرنشان ساخته و آنان را نسبت به اشاعه‌ی بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی برحذر دارید. این همه، در پرتو کلام امام عدالت که «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه» عرض شد و خداوند سبحان را شاهد و گواه می‌گیریم که جز اصلاح امور این کشور و ملت به چیز دیگری نمی‌اندیشیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سید محمد خاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی ، مرتضی الویری، سید کاظم اکرمی، رحیم ابوالحسنی، مهناز آذرنیا، احمدی‌پور، جمشید انصاری، سید هاشم آقاجری، محسن آرمین، قربان بهزادیان‌نژاد، سعید بیگدلی، محمد باقریان، محسن بهشتی‌سرشت، بهنام بهلومی، علی باقری، حسن بی‌غم، علیرضا بهشتی‌شیرازی، محمدرضا تاجیک، محمد تقی‌خانی، محسن ترکاشوند، محمدعلی توفیقی، مهدی تحققی، عابد جعفری، سید محمدرضا حسینی‌بهشتی، سید علیرضا حسینی‌بهشتی، نجفقلی حبیبی، علی‌محمد حاضری، سید محمود حسینی، فرهاد درویش سه‌تلانی، عبدالرضا رکن‌الدین افتخاری، محسن رهامی، محمد رحیمیان، مسعود روغنی زنجانی، علی زمانی، سعید سمنانیان، علی ساعی، محمد سلامتی، غلامرضا شاه‌حسینی، محمد شهرستانکی، محمود صادقی، حسین صادقی، عبدالله طوطیان، غلامرضا ظریفیان، محمدرضا ظفرقندی، علی عرب‌مازار یزدی، علی‌اکبر عنایتی، حسن عظیمی، سید نورمحمد عقیلی، عباس عبدی، محمدرضا علی‌حسینی، فرامرز فلاحی، محمد فرهادی، حسین فروتن، ابوالفضل قدیانی، محمدکاظم کوهی، ابوالفضل کزازی، فرشاد مومنی، عباس منوچهری، محمد مقدم، علی محدث، حسین مرتضوی، حمید میرزاده، کورس نیک‌نیائی، عبدالله ناصری، محمدعلی نجفی، سید هاشم هدایتی، عباس یزدان‌فر

+نوشته شده در 25 Jul 2009ساعت1 PMتوسط یسنا | |